سلنا

دو ماهگیت مبارک

1393/4/17 12:2
نویسنده : مامان سارا
1,761 بازدید
اشتراک گذاری

فرشته کوچولویه مامان ماهگیت مبارک.نمیدونم چرا احساس میکنم سلنا بزرگتر شده. دیگه کمتر دست و پا میزنه برای مدتی هم میتونه خودش تنها و بیدار رو تختش بمونه و وقتی باهاش حرف میزنم ساکت میشه و حسابی گوش میده. عاشق اینه که براش شعر بخونی . تمام شعرهای بچگی خودم و که فکر می کردم یادم رفته به ذهنم میاد براش می خونم.یا وقتی بغلش میکنم کیف میکنه. ارامشش بغل من باور نکردنیه ُ وقتی میاد بغلم مست میشه . انگار میفهمه چقدر عاشقشم .تمام زندگی من شده سلنا .

اولین گردش سلنا و پارک رفتن

با دخترم رفتیم پیاده روی.بعدشم اومدیم به مامانی و بابا جون سری بزنیم.اینم پارمیس جون که سلنارو خیلی دوست داره.

بابا جمشید بعد از حمام موهای سلنارو سشوار کشیده .با مزه شده.Red 
Hair

عزیز دلم سلنای گلم امروز برای اولین بار به روی مامان و بابا خندیدی و دل مامانت رو بردی! نمیدونی چقدر خوشحال شدم وقتی باهات حرف میزدم و نازت میدادم و تو میخندیدی.

این آقا پسر اسمش کیان هستش.پسر همسایمونه.از سلنا 10 روز بزرگتره. رفته بودیم بازی ولی یه دفعه خوابمون برد.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سلنا می باشد